محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

2

آثار عجم ( فارسى )

پيمبر خردمند را - كه در آسمان سرورى مهر نوربخش حيات است - پديدار فرمود و او را پشتوارهء « 1 » ناوران « 2 » ( 4 ) نمود ؛ ستوده پيمبرى كه به زايش فرخنده‌اش ، اخگر آتشكده‌هاى پارس را خاموش ساخت و به آئين اويژه‌اش « 3 » ( 5 ) ، كيش زردشتيان را برانداخت . بعد ، گويد داعى دولت جاويد مدّت علّيهء ايران ، صانها اللّه عن الحدثان ( 6 ) ، اقلّ السّادات و الطّلاب ، ابن بهجت ، فرصت شيرازى - غفر لهما - كه در چند مدّت قبل ، يكى از صاحبان دولت بهيّهء انگليس ، به توسط شخصى از پارسيان « 4 » [ 2 f ] مانكجى ( 7 ) نام كه از امناى شوراى دار الخلافه بود ، دستور العملى نوشته ، از آنجا فرستاد كه : فقير بعضى از آثار قديمهء فارس را نقشه برداشته و پاره‌اى از مرتفعات را مهندسى « 5 » نموده و برخى از اراضى را مساحت « 6 » كرده ، به جهت مشار اليه بفرستم ؛ لهذا چندى پىسپر دشت و بيابان شده ، اين خدمت مرجوعه را به انجام رسانيدم . پس از فرستادن نقشه‌ها ، مع كتابچه‌اى كه در تفصيل آنها نوشته بودم به جانب دار الخلافه ، خبر رسيد كه آن شخص پارسى ، بدرود جهان را گفت و آن نقوش در ضمن تركه‌اش « 7 » ضبط شد . از اين مطلب افسوس مىداشتم كه رنج فقير به هدر رود و اجرم ضايع گردد ؛ يعنى هنوز به طبع نرسيده ، از ميان برود . همواره در اين خيال بودم كه ثانيا نقشه‌هاى مذكوره را از روى اصل آنها تجديد نمايم و تفصيل آنها را دوباره بنگارم و به طبع برسانم ؛ تا كتابى شود مدوّن و از فيضش خاص و عام را بهرهء كامل حاصل گردد . در اين اوان سعادت نشان كه عبارت است از سنهء 1310 هجرى و سال چهل و ششم قمرى از جلوس ميمنت مأنوس سلطان عصر و قهرمان دهر ، خسرو كيوان رفعت ،

--> ( 1 ) . به معنى پشتيبان . ( 2 ) . جمع ناور است ؛ يعنى ممكن الوجود . ( 3 ) . اويژه : بر وزن هميشه ، به معنى خالص و پاك و پاكيزه آمده . ( 4 ) . پارسيان : زردشتيان را گويند . ( 5 ) . به اصطلاح ، حاصل نمودن معرفت اشكال و مقادير اشياء است و هندسه يكى از علوم رياضى است ؛ چو [ ن ] كه حكمت رياضى مشتمل است بر علم هيئت و هندسه و حساب و موسيقى . ( 6 ) . به كسر ميم ، پيمايش زمين و غيره را گويند . ( 7 ) . بر وزن فرحه ، به معنى ميراث مرده است .